Tuesday, May 21, 2013

بنشين و در تنهايی هايت جای خالی مرا ببين!
ببين كه چگونه در كنارت نيستم!
ببين كه چقدر صدای سكوتت بلند است!
شايد كمی دلت بگيرد!
شايد كمی بفهمی كه چقدر تنهايی!
شايد كمی بغض كنی!
تازه می شوی مثل من!
راستی هیچ می دانی من در غیبت پر سوال تو
چقدر ترانه سرودم
چقدر ستاره نشاندم
چقدر نامه نوشتم که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید
رسید اما وقتی
که دیگر هیچ کسی در خاموشی خانه
خواب باز آمدن مسافر خویش را نمی ديد؛

من،
از میان همه شما،
منتظر کسی بودم...
که نیامد!
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !

نه ….

من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،

تنها دلتنگترم میکند … !!!