Monday, December 24, 2012

اسمش از موبايلت پاك مي شه.
از فيس بوكت بلاك مي شه..
مسيجاش ديليت مي شه..
به دوستات ميگي حق ندارين جلوم اسمشو بيارين.
به خودت تلقين مي كني خيلي هپي هستي..
اما..
با جاي خاليش تو قلبت چيكار مي كني.
با اين همه تشابه اسمي چيكار مي كني..
با اهنگايي كه باهاش گوش ميكردي چيكار مي كني..
وقتي غذايي كه دوس داره رو مي خوري و يادت ميادش چيكار مي كني...
وقتي ازت سراغشو مي گيرن چيكار مي كني...
وقتي تيكه كلامشو مي شنوي چيكار مي كني..
و وقتي مي دوني ديگه حتي همين استاتوستو نمي بينه و نمي خونه چيكار مي كني.
دلم بهانه ات را می گیرد ...

چقدر امروز حس می کنم نبودنت را ...

کــــــــــــاش بــودی....!!
ایـــن روزهــــا خــوابــــم نمـی آیــد …
فـقــط مـــی خـــوابـــــم
کــــه بیـــــدار نبــــاشــــم!
تا نبینم ...
نشنوم ...
حس نکنم بی مهری ها را ...
دو رویی ها ...
سردیها ...
بی عاطفه گی ها را ..
بعضیا رو هیچوقت نمیتونی داشته باشی ولی
این دلیل نمیشه که دوستشون نداشته باشی
میشه همیشه تو ذهن و قلبت باقی بمونن.....
یه وقتایی که یادشون می افتی ......یه گرمایی تو قلبت حس کنی

تو دلت بگی: قربونت برم الهی که اینقدر دوست داشتنی هستی
بعدشم یه لبخند از مرور خاطرات قشنگ.
اس ام اس باید یهویی باشه ...
یهویی ...
وقتی که حوصله نداری ...
وقتی سر کاری و دعوات شده ...
وقتی با مامانت سر تمیز نکردن اتاقت دعوات شده ...
وقتی با ماشین جلویی دعوات شده ...
صدای اس ام اس ...
بی حوصله گوشی رو نگاه می کنی ...

** هر جا که هستی یادت باشه که من دوست دارم **

اوهوم ...
یه دوست دارم از اونی که دوسش داری ...
گوشه ی لبت با یه لبخند می ره بالا ....
اونوقته که یادت می افته ...
زندگی با تمام تلخیاش چقدر شیرین و دوست داشتنیه !!!
چقد سخته بخوای بی تفاوت نسبت به کسی باشی
که عجیب ترین حس دنیا رو باهاش تجربه کردی
گاهی "دوست داشتن" پنهان بماند قشنگ تر است
.
.
.
.
.
.

.
.
....
دوست داشتن را باید کشف کرد
درک کرد
و از آن لذت برد.
در انتظار هیچ کس نیستم . . .


اما


هنوز وقتی نویز موبایل روی اسپیکر می افتد . . .


دلم می لرزد ! ! !


شاید " تو " باشی . . .....
اینکه آدمی که دوسش داری دلش برات تنگ بشه خیلی حسه خوشمزه ای حتی خوشمزه تر از لواشک :دی

Friday, November 30, 2012

من می دونم که تو خوبی 
اما می دونم که خيلی خوب نيستی 
می دونم که دوست دارم 
اما مطمئنم که خيلی دوست ندارم
 می دونم که خيلی قشنگی
 اما باور دارم که خوشکل تر از تو زياد هست 
می دونم که عاشقتم 
ولی اگه يکی پيدا بشه می تونم دوباره عاشق بشم 
اما تو نمی دونی که من گاهی... 
بيشتر وقت ها... 
هميشه .... 
دلم واست تنگ می شه

Monday, April 16, 2012

تلخ ميگذرد

اين روزها را ميگويم

که قرار است

از تو

که همدم تنهایی هایم بوده اي

براي دلم

يک انسان معمولي بسازم

Friday, April 13, 2012

اگه همه آدمهای دنیا کنارت باشن..همیشه دلتنگ کسی میشی که نمی تونی کنارش باشی
دانش ما كُره ای است كه هرچه گسترش می یابد، به همان نسبت درمی یابیم كه كدام چیزها را نمی دانیم. فرناندو پسوا

Saturday, March 24, 2012

تنهایی

تنهایی دل‌سپردن به کسی‌ست که دوستت نمی‌دارد . . .
کسی که برای تو گُل نمی‌خَرَد هیچ‌وقت . . .
کسی که برایش مهم نیست روز را از پشتِ شیشه‌های اتاقت می‌بینی هر روز . . .

Sunday, March 18, 2012

تحويل سال نو / یغما گلرویی

تحويل سال نو، بی‌تو، بدونِ تو:
تکرارِ سالای تاريکِ پشتِ سر
سالايی که تو شون از تو اثر نبود،
... نه يه نشونی و نه خط و نه خبر

يه ماهی قرمزه مُرده رو آبِ تنگ،
که خواب آخرش يخ بسته تو چشاش
يه سبزه‌ی کچل تو کاسه‌ی سفال،
که گندمی شدن رؤيا شده براش...

يه دسته سنبله پژمرده‌ی بنفش
با چند تا سکه‌ی ده شاهیِِ سياه
يه ساعت خراب که کل زندگيش،
وقتو نشون داده اما به اشتباه...

اين سفره‌ی منه وقتی تو غايبی،
وقتی که سال نو يه شوخيه برام
وقتی که پشت هر زنگ تلفنی
دنبال ردتم... تنها تو رو می‌خوام...

اين سفره‌ی منه، تو قحطی چشات،
وقتی که دور دور از خلوت منی
وقتی که لااقل واسه گذشته‌ها
يادم نمی‌کنی، زنگی نمی‌زنی...

دور از تو سال من، روزاش پر از غمه،
روزايی که توشون از تو نشونه نيست
دور از تو سال نو، از کهنه بدتره،
اين سفره خاليه، اين خونه خونه نيست

من پای سفره‌ام، اين سفره‌ی سياه،
تو هم کنارِ يه سفره پر از بهار
عيدت مبارک و سالت پر از خوشی
يک بارم عيدو به تقويمِ من بيار...

Friday, March 2, 2012

زودتر بیا

دلم در آرزوی یک روز دیدنت پژمرد
اگر میخواهی بیایی زودتر بیـــــــــــا
که اگر دیر شود ............

Monday, February 27, 2012

دلتنگی باغچه


میانِ شب
تهی است
حضورِ تو
در یاد
در همواره ی بودن
و در آشوبِ بی قرار

تهی است
در رویشِ آرزو
در ارتعاشِ خیال
و در پیوندِ هماهنگِ آینه و تصویر

تهی است
یادِ تو
در سایه
در تقابل
و در ستیزِ پیوسته ی طغیان
...
شب
حکایتِ فقدانِ آفتاب است
در تلألوی پرخروشِ شکوفه
هنگامِ دلتنگیِ باغچه!

دلم گرفته

دلم خفن گرفتـــــــــــــــــــــــــــــه
ایکاش میشد دفترم را میبستم
به همه چیز پایان می دادم
نقطه آخر را گذاشتم
ولی کاش فردا باز از سرخط شروع نکنم
نمیخواهم
زندگی را

Wednesday, February 22, 2012

شعری از میلاد تهرانی

من هــر روز در تلاشــم تا

خاطــرم بمانــد،

و تو هر شب دعا می‌کنی

که فراموش کنی !

خــاطراتـمان، چــه بلاتکلیــف‌انــد !!!

Tuesday, February 14, 2012

"ولادیمیر هولان"

این‌که در این لحظه کجا هستیم،
بی‌اهمیت نیست.
چند ستاره به شکل خطرناکی
به هم نزدیک می‌شوند
و آن‌جا، آن پایین
جدایی ناگزیر عاشقان اتفاق می‌افتد
فقط به خاطر شتاب بخشیدن به زمان
با ضربان قلبشان.

تنها مردمان ساده
دنبال خوشبختی نمی‌گردند.

Monday, February 13, 2012

خسته تر از همیشه

خسته شد خسته خسته 
دنبال جایی ،کسی میگردم
که براش از خستگیام بگم 
:(
هیچکس پیشم نیس 
کاش بودی
این یگانه آرزوی من بود
.................

رویا

بیا برویم رویا ببینیم
سَرَم کنارِ گرمی رويا که سنگين می‌شود 
ديگر حدودِ جهان 
حدود نفسهای من است
سَرَم کنارِ گرمیِ رويا که سنگين می‌شود 
ديگر حدود سالهايم 
حدودِ کودکی‌های من است. 
با اين همه خوابم نمی‌آيد 
تنها زمزمه‌ی مداوم زنجره‌ئی شبزی‌ست 
با شعله‌ی صداش، که ولرم و مکرر از تنوره‌ی تيرگی می‌گذرد.
(به قول مادرم شب است ديگر ... 
اما خوابم نمی‌آيد، قسم نمی‌خورم) 
بايد به کو کنارِ صبح و شام نيامده بينديشم 
بايد از هزاره‌ی دوش و ساعتِ صد ساله بگذرم
پس لااقل 
تو سکوتِ بی‌پشت و رویِ مرا 
پيشه‌ی خاموش واژگان مگير! 
بيا ...! بيا برويم رويا ببينيم.



      سهراب سپهری
 
 

to

به جُستجوی تو
بر درگاهِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی دریا و علف.

به جُستجوی تو

در معبرِ بادها می‌گریم
در چارراهِ فصول،
در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.
. . .

به انتظارِ تصویرِ تو

این دفترِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟



جریانِ باد را پذیرفتن

و عشق را
که خواهرِ مرگ است. ــ

و جاودانگی

رازش را
با تو در میان نهاد.

پس به هیأتِ گنجی درآمدی:

بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست
که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان

دلپذیر کرده است!




نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد

ــ متبرک باد نامِ تو! ــ

و ما همچنان

دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را...

taghsir

تقصیر تو نبود!

خودم نخواستم چراغ ِ قدیمی خاطره ها،
خاموش شود!

خودم شعرهای شبانه اشک را،
فراموش نکردم!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره‌ها می ماند

سهراب
خدایــــا....
خورشیدت را به من قرض میدهی؟
از تو که پنهان نیست...
سرزمین خیالم ، سالهاست یخ بسته است...!!!

Sunday, February 12, 2012

negah

گاه و بی گاه به یاد آن نگاه
می افتم 
 می بینی که چه ساده 
هنوز فراموش نشدی
ولی من چه؟
در خاطرت هستم
؟؟؟
برایم از دغدغه هایت نگو
خوب میدانم 
...............

شربعتی

اگر همه ثروت داشتند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم را نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی مرد...
دکتر شریعتی
دنیای عجیبی ست

خیلی عجـیبــــــــــ........
!!!!!!!!!!

شازده کوچولو

شهريار کوچولو گفت : قاعده يعنی چه؟ روباه گفت : اين هم از آن چيزهايی است که پاک از خاطرها رفته. اين همان چيزی است که باعث می‌شود فلان روز با باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت‌ها فرق کند
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بيايی من از ساعت سه تو دلم قند آب می‌شود و هر چه ساعت جلوتر برود بيش‌تر احساس شادی و خوشبختی می‌کنم. ساعت چهار که شد دلم بنا می‌کند شور زدن و نگران شدن. آن وقت است که قدر خوشبختی را می‌فهمم!


شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری