Monday, February 24, 2014

چرا من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که تو هفت آسمونم ستاره ایی ندارم
باشه خب بذار تو هم نداشته باشم !
من که تو زندگی هیچوقت غم نداشتم!!!
باشه خب بذار غم نداشتن تو هم داشته باشم
من که تو زندگیم هیچی کم نداشتم!!!
خب باشه بذار نبودن یکتاترینم داشته باشم
.
.
.
و خدای من!!
من که تو زندگیم هیچکس جز تو نداشتم!
باشه بذار فکر نداشتن تو هم داشته باشم!
.
.
چقد از شادی پر ام !! واقعا !! مگه داریم!!!!
.
.
.
دیگه منتظر هیشکی نیستم که بیاد !
دلم من از آسمون معجزه اصلا نمی خواد!!!!

عزیز خوب من! 

تو هرگز دیر مکن! 
حوادث اما اگر دیر کردند، چاره‌ای نیست ... صبور باش!



یار! نمی‌شود عمری نشست و حسرت خورد که:



«ای کاش این واقعه زودتر اتفاق افتاده بود، و آن حادثه، قدری پیش از آن، و آن یار كه می‌طلبیدم، زودتر به دیدارم



می‌آمد و این مال، که حال به من تعلق گرفته است، پارسال می‌گرفت.» نمی‌شود یارا! اینها که حسرت

خوردنی‌ست ابلهانه و باطل، حق آدمیان کم‌عقل است. باید دوید، رسید، حادثه‌ای دیر را در آغوش کشید و گفت: دیر آمدی ای نگار سرمست، زودت ندهیم دامن از دست.

تو هرگز دیر مکن یارا! 
بگذار که حوادث دیر کنند. اگر که ناگزیر، دیر کردنی هستند. تو هیچ راهی را به سوی رسیدن نبند؛ بگذار که راه‌بندان، اگر بیرون اراده‌ی توست، کار خودش را بكند. آنگاه تو بشتاب و بگو:

اگر من خطا کرده بودم، هرگز نرسیدن بسیار خوب‌تر از کمی دیر رسیدن بود، اما حال، دیر رسیدن، بهتر از هرگز نرسیدن است؛ چرا که تاخیر، خارج از اراده‌ی من و تو بوده است...!

"بر جاده‌های آبی سرخ"

نادر ابراهیمی


حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می بیند
ترانه ای می شنود
خطی می خواند
اصلن هیچی هم نشده
یکهو دلش ریش می شود …

حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر
منطق سرش نمی شود
برای آن ها که رفته اند
آن ها که نیستند , می گرید
دلتنگ می شود
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند …

دل که بلرزد
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست !

آدم تصادف می کند ,
با یک اتوبوس خاطره های مست …

Thursday, February 13, 2014


برای عاشق شدن
نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت ،
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت !


دلـم بهـانه ی تـو را دارد 

تـو میدانی بهـانه چیسـت !

بهـانه همـان اسـت که شب ها 
خـواب ازچشـم خیس من میدزدد . . .

بهـانه همـان اسـت که روزهـا 
میـان انبـوهی از آدم هـا ، چشمـانم را پـی تـو میـگردانـد . . .

بهـانه همـان صبـریسـت که به لبـانم سکوت میدهـد . . .
تـا گلایه ای نکنـم از نبـودنت . . .

عباس معـروفی

Sunday, February 9, 2014


دوست داشتن به حرف نیست!!!
به وقتیه که برات میذاره. 
به ارزشیه که برات قائل میشه.
به دلگرمیه که بهت میده.
اما وقتی طرفت همش نیست...
وقتی تو تو لحظه لحظه زندگیت تنهایی...
این دوست داشتن نیست!!!
دوست داشتن این نیست که ...
جا خالی هاشون رو با تو پر کنند!
اینه که به خاطر تو
جا خالی کنند....

واقعن جرا؟؟



دردم این نیست ڪـــــــــــــﮧ . . .

او عشق نیست . . .

دردم این نیست ڪــــــــــــــﮧ . . .

معشوق من از عشق تهــــــــے است . . .

دردم این است ڪــــــــــــــﮧ . . .

با دیدن این سـردے ها من چرا دل بستم ؟ . . .
میتوان زیبا زیست...

نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،

نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!

لحظه ها میگذرند

گـــــرم باشیم پر از فــــکر و امید...

عشـــــق باشیم و سراسر خــورشید...


به ساعت من 
تو
تمام قرارها را نیامده ای،
کدام نصف النهار را از قلم انداخته ام...
قرار روزهای بی قراریم!
کجای آسمان ببینمت؟
من از جست و جوی زمین خسته ام...

Thursday, February 6, 2014



اگرسهمی ازفردا داشتم ...
كه هیچ ...
اما اگر فردا سهم من نبود
به یاد این همه سادگی ...
یك یادش بخیر ساده
ازسهم خودت برایم كنار بگذار...
تا تلافی كرده باشی
امروزی را كه ...
تمام سهمم رابرای دلتنگیت كنار گذاشتم

دور نشو
حتي براي يك روز 
زيرا كه …
زيرا كه … 
- چگونه بگويم –
يك روز زماني طولاني ست 
براي انتظار من 
چونان انتظار در ايستگاهي خالي 
در حالي كه قطارها در جايي ديگر به خواب رفته اند !

پابلو نرودا

ﺳﻔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﻣﺪﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ

ﻣﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺭﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ

ﻭ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﮐﻪ ﺳﺮﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺮﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺎ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﺪ

ﺍﻣﺎ ﺷﺐ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺮﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻡ
ﺍﻣﺎ ﺷﺐ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ

ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ
ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ ﻟﺮﺯﺵ ﻟﺒﯽ ﺩﺭ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻮ ﺑﻪ ﮐﻮ، ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﻧﯿﺎﻣﺪﻩ ﺑﯿﻨﺪﯾﺸﻢ

ﺑﯿﺎ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﻭ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ
ﻭﻟﯽ ﺍﻓﺴﻮﺱ ...

سید علی صالحی

Wednesday, February 5, 2014

اولین بار،کــه بــخــواهم بـگــویـم دوسـتـت دارم خــیلـی سخت است
تــب می‌کنم، عَرق می‌کنم، می‌لَرزم، جان می‌دهم هزار بار،
می‌میـرم و زنــده می‌شوم پـیشِ چشمهای تو 
تـا بگـویــم دوستـت دارم
اولـیـــن بار که بخواهم بگویم دوستـت دارم، خیـلی سخت است.
امّا آخرین بار،
آن از همیشه سخـت‌تر است،
و امـــروز می‌خـواهـم بـرای آخـریـن بار بگویـم دوستـت دارم!
و بـعد راهـم را بـگیـرم و بروم،
چـون تازه فهمیدم،
تو هرگز دوستـم نـداشتی!

"شل سیلور استاین"

Sunday, February 2, 2014


از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی ،

با چــون مــنی به غــیر محــبت روا نبود...

شهریار

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟

کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من

"نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من"

ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من...

سیمین بهبهانی
آنان که بیشتر دوستشان داری
بیشتر دچار سوء تفاهم با تو میشوند
بی آنکه بخواهی و بدانی
بیشتر می رنجانیشان
بیشتر می رنجانندت
بیشتر به یادشان هستی
ولی ...
کمتر عشق می گیری
کمتر عشق می گیرن
چشم به هم می زنی و می بینی عزیزترین ها
با یک برداشت نادرست از هم
هر روز از هم دور و دور تر میشوند
غافل از اینکه بهترین روزهایشان
با قهر و دوری و نامهربانی می گذرد.....!

Saturday, February 1, 2014

بگذار چیزی بِینِمان بماند
دری برای کوفتن
دیواری برای ریختن
کوهی برای کندن
دریایی برای غرق شدن
بگذار چیزی باشد تا به آن تن دهم
با “هیچ” چه کنم ؟؟؟

میدانی؟
خلوت من
یاد توست
و یاد تو
شکوفه ی آرامش من است
در ساعت آشوب!