Sunday, December 29, 2013



زیادے" دوستـــت داشتم!!!!

میدانـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟

از تو نیــست!!!!

اشتباه از "مــن" است...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردے درد ندارد

"محکــــم تر" زدے...
نیستی ولی بدون جای نبودنت
درد میکنه
♫♫♫
خداحافظ عشقم ، قسمت ما دوری بود
خداحافظ عشقم ، قصه مون اینجوری بود

Tuesday, December 24, 2013

دلم برات تنگه ............. همین! بفهم لدفن !



دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟!
صدای هق هقِ... گویا دل تو هم تنگ است!

ببین! نمی شود این قدر دور بود از هم!
بیا... قبول... بفرما! دل تو هم تنگ است!

من از مسافت این جاده ها نمی ترسم
اگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است

اگر بدانم گاهی به یاد من هستی
و چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است-

پرنده می شوم اما... نمی پرم بی تو
پرنده می شوم و تا دل تو هم تنگ است-

برای تو پر پرواز می شوم حتی 
اگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است!

اگر در آن سر دنیا...اگر در آن دنیا...
اگر بدانم هرجا دل تو هم تنگ است-

بدون مکث می آیم که باورت بشود
دلم برای تو...حالا دل تو هم تنگ است؟!

Sunday, December 15, 2013

میدونی چیه
دلم میگیره
خیلی
خیلـــــــــــــــــــــــــــــــی
خیلــــــــــــــــــــــــــــــــی
وقتی که میبینی تنهایی
وقتی میبینی خودت انتخاب کردی که تنها باشی
وقتی میبینی که کسی رو نداری که نگرانت بشه
وقتی که کسی رو نداری
براش مهم باشی
وقتی که کسی رو نداری دیگه به فکرت باشه
و خوشحالت کنه
وقتی که کسی رو نداری بهت بگه مواظب خودت باش
وقتی که کسی نیس حواسش بهت باشه
وقتی که ....
وقتی که ببینی همه یه نفر پیششون هست  اما تو

........................................
.... تنهای تنهای تنها
خیلی سخته خیلی





مرا دوست بدار اندکي ولي طولاني

مرا کم دوست داشته باش
اما هميشه دوست داشته باش
اين وزن آواز من است
عشقي که گرم و شديد است
زود ميسوزد و خاموش ميشود

مرا کم دوست داشته باش
اما هميشه دوست داشته باش 
اين وزن آواز من است ا
اگر مرا بسيار دوست يداري
شايد اين حس تو صادقانه نباشد.
کمتر دوستم بدار تا ناگهان عشقت به پايان نرسد 
من به کم هم قانعم
اگر عشق تو اندک و كم اما صادقانه باشد من راضي ام.
دوستي پايدار و هميشگي از هر چيزي بالاتر است

Friday, December 13, 2013


پرستوی من تویی . . 
می آیی
بهار میشوم . . .!
می روی
پاییزم . . .
عادت کوچ را فراموش کن
بیا و نرو
بیا و به من کوچ کن و
فصلِ مرا بهار باش تا همیشه . . 

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .
وقتی او تمام کرد من شروع کردم.
وقتی او تمام شد من آغاز شدم ، 
و چه سخت است ،
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است ،
مثل تنها مردن ! 


Thursday, December 12, 2013




هر روز
باید به تو سر بزنم
به دلت ،نگاهت،دست نوشته هایت
ولی
نمی توانم
نزدیک غرورت شوم
خوب لگد مال می کند
مرا...!!!

شاید تو…
سکوت میان کلامم باشی!
دیده نمیشوی
اما من تو را احساس می کنم!
شاید تو ….
هیاهوی قلبم باشی!
شنیده نمیشوی
اما من تو را نفس می کشم

قطار می رود....
تو می روی..... 
تمام ایستگاه می رود............
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان 
به نرده های ایستگاه رفته 
تکیه داده ام!!

دوستی ها رنگ باخته اند رفیق ...
دلت را بردار و برو به جایی که هنوز ماهی های قرمز حرمت دارند و کسی تنک دل کسی را نمی شکند ...
من که سال هاست تنک دلم ترک بر داشته ...
و دیگر این ماهی قرمز بی قرار، نفس های آخر را می زند ... .

حالا سنگ بر داشتی که چه ؟ ...
تو هم بزن ...
اگر هنوز جایی برای شکستن میابی بزن ...
اما آنچنان بزن که این ماهی قرمز هم جان دهد ...
دیگر تاب تماشای جان دادنش را ندارم ...
در این خشکسالی محبت و عشق ،امیدی به جان دوباره اش نیست .نه دستی که به آبی برساندش و نه راهی که به دریایش ...
وقتی که تقدیر حکم شکستن می دهد که راه گریزی نیست ...
بزن رفیق ...
سنگ آخر را تو بزن ...
بشکن ...
که به دست دوست جان دادن هم عالمی دارد .
آنچنان بشکن ...
که این ماهی قرمز بی تاب ، رویای دریا را هم از سر بیرون کند ...
بشکن و بنشین به تماشای آخرین نفس های دلم ...
حیف که این دست ها سنگی بود نه پلی به دریا ... .

اگر هنوز جایی برای شکستن در تنک دلم یافته ای ارزانی دستان تو ...
بشکن...
سنگ آخر را تو بزن ..
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم
با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم
بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند
این شب وسوسه انگیز مرا می شکند
بی تو بی کار و کسم وسعت پشتم خالیست
گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالیست
بی تو تقویم پر از جمعه بی حوصله هاست
و جهان مادر آبستن خط فاصله هاست

سهـــم مـــن کــه نیستـــی...

ســـهم قصــه هــای مـــن بمـــان...

سهـــم فکـــر مــن...

عــاشقــانه هــای مــن...

سهــم خـــواب دستـــهای مـــن بمـــان...

از کنـــار مــن کــه رفتـــه ای...

از خیـــال مـــن نــرو...

سهـــم مــن کــه نیســتی...

سهـــم مـــن نمیشـــوی...

سهــم دفتـــرم...

سهـــم واژه هــای مـــن...

سهـــم سطـــر های خستـــه ام بمـــان..



رو به راهم
رو به راهی که رفته ای
...رو به راهی که مانده ام


گمـــــــــان می کـــــردم وقتــــــــی نبــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــاشم 

دلـــــت می گیــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــرد

1 روز

1 ماه

1 سال

از رفتنــــــ ـــــــ ــــــــ ــــــــم می گذرد . . . 

چه خیـــــال ِ بیهوده ایـــــــ 

وقــــتی دلت با دیگریســــــــت....

چرا یاد من به وسعت همه ی تاریخ است ...؟!
چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند ولی من در یاد هیچ کس نیستم ؟

می خواهم عکسی بگیرم
از شکل دستانت
از صدای دستانت
از سکوت دستانت
کِی پیش رویم می نشینی

تا عکسی محال بگیرم

Friday, December 6, 2013


من در دنیایم
هیچکس را ندارم
یک نفـــر هست٬
که او هم نیســت

بیهوده نیست که گاهی
دلم از خلوت لحظه ها
هوس یک گپ دوستانه می کند....

بیهوده نیست که گاهی
میان روزمرگی های طولانی
سقف آرزوهایم بلند می شود
و تار خیال تا انتهای ابر رویا
بالا می رود
شاید که خانه ای بسازد
به لطافت باران....

بیهوده نیست که گاهی
نفس های به شماره افتاده
از خستگی آسمان خاکستری
دلخوش قدم زدن در سکوت
کنار تنهاترین یاری می شود
که از نسیم پاییز، تنها
خاطره ای محو و دور به یاد دارد.....

در این هیاهوی غم و گله
در این سرمای رابطه ها
در این عصر شلوغ و پر شتاب...
من برای تو
ترانه ای تازه سروده ام
پر از زندگی
شوق
امید
عشق
و
رویا.....

بیا و کنار تنهایی همه گیر این روزها
با گرمی بودنت
با انکار طوفان به پا شده
از جنگ نابرابر
عشق و نفرت
نام " ما " را در دفتر فراموش شده زندگی
حک کن....

روبروی هزار آیینه هم که بایستم
تصویر تو را می بینم
ترجیع بند دلم شده ای نازنین
می روم و می آیم و از تو می نویسم
گرچه فاصله بین ما اندک نیست وُ
دست دلم به تو نمی رسد،
هر بار ماه را ببینم آرام می شوم
دلخوش به اینکه آسمان ما یکی ست..

Tuesday, December 3, 2013

آدمای زیادی توی زندگیت قدم میزارن و بیرون میرن
ولی فقط دوستای واقعی اند که جای قدماشون رو باقی میزارن

گاهــــی دلـــــم

تـفــــــريح نـاسـالـم می خــــــواد..

مثــــــل فـکــر کـــــــردن بـه تـــــــو ...!

آن هــــــم ایــــن وقـــــت شـــــب!

در خــیابان ..... بـا پـای بــرهـنـه.... زیـــرِ بـاران...!!

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺩﻧﯿﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﺜﻞ ﮐﻢ ﺩﺍﺷﺘﻦِ ﯾﮏ ﻭﺯﯾﺪﻥ، ﯾﮏ ﻭﺍﮊﻩ، ﯾﮏ ﻣﺎﻩ !
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﻏﯿﺎﺏ ﺗﻮ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻣﻦ ﻫﻢ
ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻡ !
ﻭﺍﻗﻌﺎ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻢ ﻭ ﮔﻮﺭ ﺷﺪﻥ
ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺟﺎﻧﺐ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﮕﺮﯾﺰﻡ !
" ﺳﯿﺪ ﻋﻠﯽ ﺻﺎﻟﺤﯽ

Friday, November 22, 2013

تو را دوست دارم
بیشتر از نوشتنِ آخرین سطرِ مشق‌هایِ مدرسه
بیشتر از تقلب در امتحان
حتا بیشتر از بستن‌هایِ قیفی‌یِ قدیم
پفک‌هایِ طعمِ پنیر

تو را بیشتر از توپ‌هایِ پلاستیکی
کوچه‌هایِ خاکی
( این را که می‌دانی چه‌قدر بود! )
بخدا تو را از خوابِ نرسیده به‌صبح هم،
بیشتر دوست دارم

بیشتر از صبح‌هایِ جمعه
عصرهایِ لواشک، آلوچه
تو را از زنگ‌هایِ تفریح هم
بیشتر دوست دارم

بیشتر از خیلی
بیشتر از زیاد!

من،
تو را یه عالمه دوست دارم

افشین صالحی
مرسی که هستی
و هستی را رنگ می‌‌آمیزی
هیچ چیز از تو نمی‌خواهم
فقط باش
فقط بخند
فقط راه برو...
نه،
راه نرو
می‌ترسم پلک بزنم
دیگر نباشی...

Friday, November 15, 2013


این روزها آسانتر از یادها میروم…
آسانتر فراموشم میکنند..
آرامم…
گله ای نیست…
شکایتی نیست…
انتظاری نیست..
بهانه ای نیست…
این روزها تنها آرامم…
آرامم!
آنقدر آرامم که
میترسم نکند مرده باشم و خودم خبر ندارم…!

Monday, November 11, 2013

دروغ چرا !

راستش دلم یک ” مرد ” میخواهد ،
یک مرد واقعی . . .

منم دوست دارم با یکی روی برگ ها قدم بزنم
و گوش هایم پر از نجواهای عاشقانه بشود ,

دوست دارم در شب های طولانی پاییز
دلی دلواپسم شود
قلبی برایم بتپد
و آغوشی در انتظارم باشد . . .

دوست دارم باران که بارید
دست مردانه اش را بگیرم و با هم شروع به دویدن کنیم ,

دوست دارم در برابر بادهای سهمگین
بدن تنومندش پناهگاهم باشد . . .

تا کی باید بنشینم
و عاشقانه های پاییزی دیگران را تماشا کنم ؟

دیگر بس است . . .

Friday, November 8, 2013

برایم از پیاده روها گفتی
از شانه های کنار هم
من اما جز
چند سنگفرش
چیزی در خاطرم نیست.

سیدمحمد مرکبیان

Sunday, October 20, 2013

ودنت
حتی همین قدر محال
تن پوشی است بر عریانی روح خالی ام....
باش ....

حتی همین قدر دور ...
حتی همین قدر محال
هر چه هستی باش ...

شاید سهم من از تو
همین دوری و محال بودن است عزیز
همین خواستن ها

نرسیدن ها ...

Friday, October 18, 2013

بعد از تو . . .
هیچ دلی
دلم را نمی لرزاند
دلت قرص . . . .

اینبار که از راه رسیدی ،
View blog به چشمانم نگاه کن و بگو ،
که این همه راه را برای من آمدی.....!!
بگو می خواهی گرد و غبار آن روزها را
از صورتم بتکانی ......!
شاید اینبار اشک هایم را دیدی...!
و موقع رسیدن من.........!!
شمعدانی ها را کنار جاده بگذاری ..!
و زیر نور مهتاب ، آهسته در گوشم بگویی
کنار من و این شمعدانی ها بمان ............!!!!

مرتضی کانتوری

Sunday, October 13, 2013

هی فلانی ....... !

رفتن حق همه آدمهاست ...

فقط خواستم بدونی " اگه مونده بودی "

پاییزم * قشنگتر * بود !

Wednesday, October 9, 2013


یکم کمتر اگه بودی بهت عادت نمی کردم
کجا رفتی؟! که من اینجا
دارم پی ِ تو می گردم
هنوز روزای ِ بارونی منو به گریه میندازه
تو هرجایی که هستی باش
در ِ این خونه رووت بازه
تو هرجایی که هستی باش
در ِ این خونه رووت بازه
.
تو هرجایی دلم اونجاست
بهت بدجور وابسته م
یه جوری منتظر میشم
که تو باور کنی هستم
داره این حس ِ دلشوره همه دنیام و می گیره
می ترسم روزی برگردی
که واسه عاشقی دیره
.
.
.
به احساست وفا دارم به حسی که نیازم بود
تو این دنیا فقط عشقت
تنها امتیازم.بود
برای ِ دیدنت دارم تموم ِ شهر و می گردم
یکم کمتر اگه بودی
بهت عادت نمی کردم
یکم کمتر اگه بودی
بهت عادت نمی کردم
.
داره این حس ِ دلشوره همه دنیام و می گیره
می ترسم روزی برگردی
که واسه عاشقی دیره

Sunday, September 22, 2013

دلم تنگ میشه برات
البته نه برای خود خودتا
نه ولی دلم برای حرفات
برای شوخیات
واسه سروکله زدنات
واسه طاهره... گفتنات
واسه همه چی واسه لوس کردنات
واسه وقتای که عصبانی میشدی
واسه اخمات
واسه ناز کشیدنات
میدونم دیگه هیچکی مثل تو برام نمیشه
اینم میدونم
دیگه هیچی بینمون نیس
همه پل ها خراب شده
ولی چیکار کنم شاید اینجوری راحت بشم
باید حرفامو بزنم
میدونم شاید دوست نداشته باشی دیگه باهات حرف بزنم
تا جایی که یادمه رسیدیم به جایی که  بهم گفتی دیگه دوستم نداری
شوخی خیلی جدیی بود
ولی بازم دلم برات تنگ میشه
یهویی برای خودت صدات
............................

Tuesday, September 17, 2013

ﻣﺪﺗﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ،ﻣﺪﺗﯿﺴـﺖ ﻧﻪ ﻣــﻦ ﺗﻮﺭﺍ ﻭ ﻧـﻪ ﺗـﻮﻣـﺮﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﯿـﻢ، ﻣﺪﺗﯿﺴت ﮐﻪ ﻣﺪﺗﻬﺎ ﻣﯿﮕـــــﺬﺭﺩ ﺑﯽ ﺁﻧﮑـــــﻪ ﻋــﺎﺷﻘـاﻥنه ﯾﮑـــﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻐل ﺑﮕﯿﺮﯾـﻢ ،ﺑﺒﻮﺳﯿـﻢ ﻭ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭ ﺷـــــﻮﯾﻢ ﮐﻪ

ﺭﻭﺯﯼ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﯾﮑـﺪﯾﮕﺮ ﺑﻮﺩﯾـﻢ

ﻣﺪﺗﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣـــﻦ ﺍﺯ ﺗـــــﻮ ﻭ ﺗـــــﻮ ﺍﺯ ﻣـــﻦ ﺑﯽ ﺧﺒـــــﺮﯾﻢ ، ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﻣﺪﺗﯿﺴت ﯾﮑـــ ﺣـﺮﻑ ﺭﻭﯼ ﺩﻟـﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ :

ﺩﻟـﻢ ﺑــﺮﺍﯼ ﺗــﻮ و ﺧﻮﺩﻡ ، ﺩﻟﻢ ﺑــﺮﺍﯼ ﻣــﺎ ﺗﻨـــگ ﺷــــﺪﻩ

Monday, September 9, 2013


دلم به درد زرد نشسته است
می‌دانی چرا؟
چونکه پاییز در راه است

دلم به رنج بی‌قرار
آشفته است
می‌دانی چرا؟
چونکه پاییز سراسیمه‌ی آمدن است

دلم به آه
بهانه‌جوی تو گشته است
می‌دانی چرا؟
چونکه پاییز نهیب غم می‌زند
عاطفه را به گاه حضور
در نبود تو

ﺑﻌﻀــــﯽ ﻭﻗــﺖ ﻫــﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑـــــــــﻪ ﺯﻭﻭﻭﺭ
ﺑﮑﻨـــﯽ ﺗﻮ ﻣﻐﺰﺕ ﮐــﻪ ﺍﮔـــﻪ ﺩﻭﺳﺘـــﺖ ﺩﺍﺷــﺖ ،
ﺍﻭﻧـــﻢ ﺍﻻﻥ ﻣــﺚِ ﺗــﻮ ﺧــﻮﺍﺏ ﻧـﺪﺍﺷــﺖ !!
ﺍﻣــــﺎ
ﺍﻭﻥ ﺭﺍﺣـــﺖ ﺧــﻮﺍﺑﯿــﺪﻩ ﻭ ﺗـــﻮ ،
ﺗﻮﯼِ ﺳﮑــﻮﺕ
ﺑﯿــﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﮑﺸــــﯽ !
ﺑﻪ ﺧــﺎﻃﺮﻩ ﻫــﺎﺕ ﻓﮑــﺮ
ﻣﯿﮑﻨـــــﯽ





حالا که نیستی

دیگر چه فرقی می کند
روز باشد یا شب
بهار باشد یا پاییز

قصه این است
که در گذر همۀ فصل ها
من دلم فقط تو را می خواهد

Thursday, August 29, 2013

  • هر خاطره ای برگی است
    از درختِ زندگی!

    خزان که به گوشِ باد برسد
    همین لبخندها...
    همین اشک های امروز
    ما را به بند کهولت می کشانند
    آری آدمی را
    یادها پیر می کنند
    نه عمر!

Tuesday, August 27, 2013

درد دارد " امروز " حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که 

تا " دیروز " تمام حرف هایت را فقــط به او می گفتی ... !!!
خیالی نیست …
میان این همه نااهلی
اگر، اهلی چشمانت شوم که عجیب نیست
عجیب این همه تنهاییست
بعد از اهلی شدن …

تنهـــایـــی همیـــــن اســــت
تکــــرار نا منظــــم من بــــی تـــو…
بــی آنـــکه بــدانـی برای تو نفـــس میکشـــــم…

Tuesday, May 21, 2013

بنشين و در تنهايی هايت جای خالی مرا ببين!
ببين كه چگونه در كنارت نيستم!
ببين كه چقدر صدای سكوتت بلند است!
شايد كمی دلت بگيرد!
شايد كمی بفهمی كه چقدر تنهايی!
شايد كمی بغض كنی!
تازه می شوی مثل من!
راستی هیچ می دانی من در غیبت پر سوال تو
چقدر ترانه سرودم
چقدر ستاره نشاندم
چقدر نامه نوشتم که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید
رسید اما وقتی
که دیگر هیچ کسی در خاموشی خانه
خواب باز آمدن مسافر خویش را نمی ديد؛

من،
از میان همه شما،
منتظر کسی بودم...
که نیامد!
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !

نه ….

من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،

تنها دلتنگترم میکند … !!!

Wednesday, April 17, 2013

پس تو کی دلت برام تنگ میشه ؟؟؟!!
بعضي آدم ها را نميشود داشت
فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت !

بعضي آدم ها اصلا براي اين نيستند که براي تو باشند يا تو براي آن ها !
اصلا به آخرش فکر نمي کني
آنها براي اينند که دوستشان بداري

آن هم نه دوست داشتن معمولي نه حتي عشق !
يک جور خاصي دوست داشتن که اصلا هم کم نيست ...!
اين آدم ها حتي وقتي که ديگر نيستند هم
در کنج دلت تا ابد يه جور خاص دوست داشته خواهند شد ...!

Wednesday, April 10, 2013

تــــو کــــه نــبـــاشـی ،

تــــقـویم سال آیــــنـده را می خواهم چه کــــار . . .

از هـــمــــیـــن حالا مـــعــلوووم است تمام روزهایش ،

هـمـش غروب جمعه خواهد بود . . .
خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو
از راه می رسد
و آن چه که زیبا نیست
زندگی نیست
روزگار است...

شمس لنگرودی

Sunday, March 31, 2013

مـن بـدم . . . تـو خـوب بـــاش . . .

دیگــر ، سراغـم را نـگـیـر

خـودم را جـایی در این زندگــی گــُم کرده ام

دنبالـــــم نگرد . . . پـیـدایـم نـمـیـکـنی

نـفـس بـکـش . .

به جـای من هـم اگر تـوانستی مهربـــــانی کن

و بـعـد از مـن ، شـبـهـا بـه سـتـاره ام لـبـخـنـد بـزن

و مـاه کـه کـامـل شد ، از جــانـب مـن آرزویـی کـن

خودت هم منت بر سرم بگذار

و فـرامـوش کـن که زمـانی بـوده ام

خـودم نـیـز ، چـنـیـن خواهـــــم کرد

Monday, March 11, 2013

انگار اینجا کسی هست که باید باشد اما نیست

Saturday, February 23, 2013


هوس میکنم
در آغوشت حل شوم !
باهمه سردیت،
هنوز
برایم گرمترین حس دنیایی …!

Thursday, February 21, 2013

 
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ. وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن!!!

Monday, February 11, 2013

" معنای عشق "

اسم کسی است...
که دراوج خستگی
از به یادآوردنش...

" لبخندبزنی "

Saturday, February 9, 2013

وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !
نه ….
من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،
تنها دلتنگترم میکند … !!!

Friday, February 8, 2013

روزهای
بدون
تو
می گذرند
.
.
ولی
من از این
روزهای
بدون
تو
از "تو"
نخواهم گذشت....

دلتنگي چيز عجيبيست ؛ آدم را آرام آرام ، ناآرام مي كند !
حرفهایم…
دلخوریهایم…
وتمام اشکهای من…
بماند برای بعد
تنها به من بگو
با او چگونه میگذرد که با من نمیگذشت . . .

Wednesday, February 6, 2013


اسمش نه عشق است ... نه علاقه ... نه حتی عادت !!
حماقت محض است دلتنگی کسی شدن که دلش با تو نیست
نميدانم
دركدام فصل از خاطراتم
جاودانه شده اي كه هميشه مهمان نگاه مني !

نميدانم
چگونه آمده اي كه حتي
بااينكه نيستي از تمام بودن ها ماندني تري !

كجاي آرزوهايم
تو را نقاشي كرده ام
كه آرامش تمام روياهايم شده اي
تمام خستگی هایت را
یکجا میخرم !

تو فقط قول بده ...

صدای خنده هایت را

به کسی نفروشی

Tuesday, February 5, 2013

سکــوتــ ــــ کـــه مــی کنــ ــم
مــی گــویـ ـی خــداحــافـ ـظ ...
لطفــ ـا دیگــر سکــوتــ ــــ هــایــم را تفسیــ ـر نکــ ـن !!
اگــر مــی تــوانستــ ـی معنـ ـی آن هــا را بفهمـ ــی
کــه کــارمـ ـان ...
بــه " خـداحــافظـ ـی " نمــی کشیـ ـد

Sunday, February 3, 2013

باران هر روز خیس مان می کرد و
بر بارانی هایمان سبزه می رویید
اما بعد از تو
سبزه ای در کار نیست
باران بر تنهاییم می بارد
و سبزه ای نمی روید...
بيماري نادریست اين كه نگاهت به هر چه بيفتد دلت براي كسي تنگ شود...!

چگونه بفرستم
”باورم” را
برای تو

تا باور کنی،

از یاد بردنت

کار من نیست….


گاه دلتنگ میشوم،
دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها،
گوشه ای مینشینم و حسرت ها را میشمارم
و باختن ها را محاکمه میکنم:

من
کدامین قلب را شکستم
و کدامین خواهش را نشنیدم
و به کدامین دلتنگی خندیدم

که این چنین

دلتنگم

Thursday, January 31, 2013

چقدر دلتنگِ تو باشم خوب است گلِ کوچکم؟
چند سالِ نوری انتظار بکشم
تا به دیدارم بیایی؟
چند ساعتِ دیگر زنده بمانم
لبخندت اتفاق می افتد؟
تا کجایِ آینده پشتِ پنجره بایستم
سلام می کنی؟
با چه مقیاسی تنهایی را بسنجم
که دروغ نگفته باشم؟
اصلا بگو ببینم
تو چرا دلت برای من
تنگ نمی شود؟!
مبادا بینِ اینهمه سکوت
فراموشم کرده باشی؟
نکند آینه های قلبت
از بارانِ اشک هایم
بخار بگیرند؟
دیوانه شدم... بیدار شو
شب که وقتِ خوابیدن نیست!

Wednesday, January 23, 2013

خیلی دلم برات تنگ میشه
روزی صدبار بهگوشیم به ایمیلم نگا میکنم
میگم شاید برگردی....ولی
حیف
حدسم درست بود
دیدی

......

رویا

ﺧــﻮﺍﺏ ﻫﺎ ﺗـﻤــﺎﻡ ﻣﯿــﺸﻮﻧــﺪ ...
ﺗﻮ ﺍﻣــﺎ ....
ﺭﻭﯾــﺎﯼ ﺑــﯽ ﺍﻧــﻘــﻀــﺎﯼ ﻣــﻨــﯽ !!

Wednesday, January 16, 2013

گاهی دلم بی هوا ،هوایت را می کند 
هوای تو ، تویی که هیچ وقت هوایم را نداشتی ....

Friday, January 11, 2013

بدتریـن حس دنیـا وقـتیه که

دلـت بخــواد صـداشُ بشنـوی

ولـی نتـونی زنـگ بزنـی
چقدر قشنگه ؛
وقتی غمگینی،یکی محکم بغلت کنه تا تو رو شونه هاش گریه کنی و وقتی اروم شدی در گوشت اروم بگه : آخه دیوونه من که باهاتم....!

راست میگفتند
وقتی بروی
دیگر برنمیگردی
هر چند که من در هوای
آمدنت هم بمیرم باز تو
بی خیال من وعشق من شده ای
جوریکه انگار کسی نبود
آخرش هم نیست
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف …
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد …
از این صدا متنفر بودم اما …
چشم هایم را میمالم …
new message …
تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی …
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!
دیدی که سخــــت نیســـــت
تنها بدون مــــــــــن ...!..
دیدی صبح می شود
شب ها بدون مـــــــــن...!
این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند…
فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن…
دیــــــروز گر چه ســـــــخت ...
امروزم هم گذشت …!
طوری نمی شود فردا بدون مــــــن ...!
یک روز من سکوت خواهم کرد !
تو آن روز ،
برای اولین بار ،
مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید ...

فهمیدم
داری باهام بازی می کنی
اما اونقدر دوستت داشتم که
باهات هم بازی شدم
ولی تو
نفهمیدی

Thursday, January 10, 2013

روزی می رسد که در خیال خود ،
جای خالی ام را حس کنی ....!
در دلت با بغض بگویی ، " کاش اینجا بود " !!
اما من دیگر ،
به خوابت هم نمی آیم
دلمان کوچک است ولی آنقدر جا دارد که برای عزیزی که دوستش داریم...
نیمکتی بگذاریم برای همیشه..
با این همه، ای قلبِ در بِدر!
از یاد مبر که ما ــ من و تو ــ
عشق را رعایت کرده‌ایم،
از یاد مبر که ما ــ من و تو ــ
انسان را رعایت کرده‌ایم،
خود اگر شاهکارِ خدا بود یا نبود.