دغدغه ی این روزها شاید
دیدن ِ دوباره ی لبخند ِ آدمی باشد که روزم را می ساخت؛
"خورشید جانم" غمگین است...
"خورشید جانم" غم دارد...نمی خندد.
انگار که هوای حوصله اش ابری شده باشد،
حرفی نمی زند، ساکت شده، آرام، سایلنت...
فکر کردم مشکل همان دو قدم دوری ست،
بیایی اینور خط دیگر غمی ندارم...
اشتباه می کردم، اشتباه می کردم
دیدن ِ دوباره ی لبخند ِ آدمی باشد که روزم را می ساخت؛
"خورشید جانم" غمگین است...
"خورشید جانم" غم دارد...نمی خندد.
انگار که هوای حوصله اش ابری شده باشد،
حرفی نمی زند، ساکت شده، آرام، سایلنت...
فکر کردم مشکل همان دو قدم دوری ست،
بیایی اینور خط دیگر غمی ندارم...
اشتباه می کردم، اشتباه می کردم
No comments:
Post a Comment